Create New Playlist

Add a cover pic of your own choice

(Optional)

Name

AI Cover Generator

4 credits

Not enough credits (0/4).

Logout

Are you sure you want to Logout?

Close

Shahnameh MUSICAL kavehkashefi by kaveh

SongGPT
Shahnameh MUSICAL kavehkashefi by kaveh - Epic & Uplifting Orchestral — Persian Traditional( music cover art

Shahnameh MUSICAL kavehkashefi

Epic & Uplifting Orchestral — Persian Traditional(

0:005:58
Lyrics
Description

[بیت 1] چو بشناخت آهنگری پیشه کرد از آهنگری ارّه و تیشه کرد چو این کرده شد چارهٔ آب ساخت ز دریای‌ها رودها را بتاخت به جوی و به رود آب‌ها راه کرد به فرخندگی رنج کوتاه کرد [کورس] چراگاه مردم بدان برفزود پراگند پس تخم و کشت و درود (عبارت “پراگند پس تخم و کشت و درود” با کشش و چهچه اجرا شود) [بیت 2] برنجید پس هر کسی نان خویش بورزید و بشناخت سامان خویش بدان ایزدی جاه و فرّ کیان ز نخچیر گور و گوزن ژیان جدا کرد گاو و خر و گوسفند به ورز آورید آن‌چه بُد سودمند [پل - تغییر ملودی] ز پویندگان هر چه مویش نکوست بکشت و به سرشان برآهیخت پوست (تغییر ملودی با بخش کوتاه موسیقایی) چو روباه و قاقم چو سنجاب نرم چهارم سمور است کش موی گرم بر این گونه از چرم پویندگان بپوشید بالای گویندگان [کورس] برنجید و گسترد و خورد و سپرد برفت و به جز نام نیکی نبرد (عبارت “برفت و به جز نام نیکی نبرد” با کشیدگی و اجرای آوازی تزیینی) [بیت 3] بسی رنج برد اندر آن روزگار به افسون و اندیشهٔ بی‌شمار چو پیش آمدش روزگار بهی از او مردری ماند تخت مهیز مانه ندادش زمانی درنگ شد آن هوش هوشنگ با فرّ و سنگ [پل - ریتم پایین] نه پیوست خواهد جهان با تو مهر نه نیز آشکارا نمایدت چهر (فضای موسیقی حس تأمل یا غم بگیرد) یکی روز شاه جهان سوی کوه گذر کرد با چند کس هم‌گروه پدید آمد از دور چیزی دراز سیه رنگ و تیره تن و تیز تاز دو چشم از بر سر چو دو چشمه خون ز دود دهانش جهان تیره‌گون [بیت 4] نگه کرد هوشنگ باهوش و سنگ گرفتش یکی سنگ و شد تیز چنگ به زور کیانی رهانید دست جهان‌سوز مار از جهان‌جوی جست [پل] بر آمد به سنگ گران سنگ خرد همان و همین سنگ بشکست گرد فروغی پدید آمد از هر دو سنگ دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ (عبارت “فروغی پدید آمد از هر دو سنگ” با تحریر و تزیینات) [کورس] نشد مار کشته ولیکن ز راز از این طبع سنگ آتش آمد فراز (کر با هم‌خوانی جمعی اجرا شود) [بیت 5] جهاندار پیش جهان آفرین نیایش همی کرد و خواند آفرین که او را فروغی چنین هدیه داد همین آتش آنگاه قبله نهاد [پل کوتاه] بگفتا فروغی است این ایزدی پرستید باید اگر بخردی شب آمد بر افروخت آتش چو کوه همان شاه در گرد او با گروه یکی جشن کرد آن شب و باده خْوَرد سده نام آن جشن فرخنده کرد (عبارت “سده نام آن جشن فرخنده کرد” با کشیدگی و چهچه) [کورس تکرار] ز هوشنگ ماند این سده یادگار بسی باد چون او دگر شهریار [کورس پایانی] کز آباد کردن جهان شاد کرد جهانی به نیکی از او یاد کرد جهاندار هوشنگ با رای و داد به جای نیا تاج بر سر نهاد [پایان/پل] بگشت از برش چرخ سالی چهل پر از هوش مغز و پر از رای دلچو بنشست بر جایگاه مهی چنین گفت بر تخت شاهنشاه که بر هفت کشور منم پادشا جهاندار پیروز و فرمانرو به فرمان یزدان پیروزگر به داد و دهش تنگ بستم کمرو زان پس جهان یک‌سر آباد کرد همه روی گیتی پر از داد کردن خستین یکی گوهر آمد به چنگ به آتش ز آهن جدا کرد سنگ سر مایه کرد آهن آبگون کز آن سنگ خارا کشیدش برون