
Shahnameh MUSICAL kavehkashefi by kaveh


Shahnameh MUSICAL kavehkashefi
Epic & Uplifting Orchestral — Persian Traditional
kaveh
Dec 5, 2025
Shahnameh MUSICAL kavehkashefi
Epic & Uplifting Orchestral — Persian Traditional
سپاهی که بیند کمند ترا همان بازوی زورمند ترا به درد دل و مغز جنگاوران وگر چند باشد سپاهی گران چو آن چامه بشنید بهرام گور بخورد آن گران سنگ جام بلور بدو گفت شاه ای سرافراز مرد چشیده ز گیتی بسی گرم و سرد نیابی تو داماد بهتر ز من گو شهریاران سر انجمن بمن ده تو این هر سه دخترت را به کیوان برافرازم اخترت را به دو گفت برزین که ای شهریار بتو شاد بادا می و میگسار که یارست گفت این خود اندر جهان که دارد چنین زهره اندر نهان مرا گر پذیری بسان رهی که بپرستم این تخت شاهنشهی پرستش کنم تاج و تخت ترا همان فر و اورنگ و بخت ترا همان این سه دختر پرستندهاند به پیش تو بر پای چون بندهاند پرستندگان را پسندید شاه بدان سان که از دور دیدش سه ماه به بالای ساجند و همرنگ عاج سزاوار تختاند و زیبای تاج پسانگاه گفتش به بهرام پیر که ای شاه دشمنکش و شیرگیر بگویم کنون هرچ هستم نهان بد و نیک با شهریار جهان ز پوشیدنی هم ز گستردنی ز افگندنی و پراگندگی همانا شتربار باشد دویست به ایوان من بندهگر بیش نیست همان یاره و طوق و هم تاج و تخت کزان دختران را بود نیکبخت ز برزین بخندید بهرام و گفت که چیزی که داری تو اندر نهفت بمان تا بباشد همانجا به جای تو با جام می سوی رامش گرای بدو پیر گفت این سه دختر چو ماه به راه کیومرث و هوشنگ شاه ترا دادم و خاک پای تواند همه هر سه زنده برای تواند مهین دخترم نام ماهآفرید فرانک دوم و سیوم شنبلید پسندیدشان شاه چون دیدشان ز بانو زنان نیز بگزیدشان به برزین چنین گفت کاین هر سه ماه پسندید چون دید بهرامشاه بفرمود تا مهد زرین چهار بیارد ز لشکر یکی نامدار چو هر سه مه اندر عماری نشست ز رومی همان خادم آورد شست به مشکوی زرین شدند این سه ماه همی بود تا مستتر گشت شاه بدو گفت برزین که ای شهریار جهاندار و دانا و نیزهگزار یکی بندهام تا زیم شاه را نیایش کنم خاک درگاه را یکی بنده تازانهٔ شاه را ببرد و بیاراست درگاه را سپه را ز سالار گردنکشان جز از تازیانه نبودی نشان چو دیدی کسی شاخ شیب دراز دوان پیش رفتی و بردی نماز همی بود بهرام تا گشت مست چو خرم شد اندر عماری نشست بیامد به مشکوی زرین خویش سوی خانهٔ عنبر آگین خویش چو آمد یکی هفته آنجا ببود بسی خورد و بخشید و شادی نمود
Sedeh-e Hushang — Epic Persian Anthem
Genre
Epic & Uplifting Orchestral — Persian Traditional
Gist
This anthem narrates the story of a mighty Persian army united under a powerful king, celebrating valor, loyalty, and the sacred bond between rulers and their champions. It highlights the strength and honor found in perseverance, royal favor, and the devotion of noble warriors and their families.
Themes
- Heroism and military valor
- Loyalty and devotion to the sovereign
- The sacredness of royal lineage and marriage alliances
- Celebration of Persian cultural heritage and tradition
- The interplay of fate, power, and divine favor
Inspiration
Inspired by the original Persian poem invoking the strength of an army and the valor of King Bahram Gur, this song channels the epic storytelling tradition of Persian literature. The lyrics reflect the original request’s emphasis on a powerful, victorious army and their bond with their sovereign, enhanced by orchestral grandeur and traditional motifs.
Emotional Impact
Listeners experience a stirring sense of pride, unity, and inspiration. The anthem evokes feelings of awe and reverence for Persian history and courage, blending uplifting orchestration with evocative choral elements that summon both the timeless spirit of ancient battles and the hopeful perseverance of a noble people.